در پنل جریانهای سیاسی و وفاق مطرح شد؛
سیاست وفاق برای میدان کارآمدی
به گزارش ادارهکل رسانه معاونت راهبردی رئیسجمهور، سخنان سعید آجورلو، مدرس دانشگاه و فعال سیاسی، در پنل جریانهای سیاسی و وفاق به این شرح است:
به این پنل آمدم تا در میانه دو گرایش چپ جنبشی و راست جنبشی تعریف "کارآمدیمحور" از وفاق ارائه دهم.
البته بهتر این بود که نمایندهای از راست تودهگرا هم در جلسه حاضر میشد. گروهی وفاق را زمینهگذار یا اصلاحطلبی دوم خردادی میبینند، گروهی دیگر وفاق را نفاق میپندارند و گروهی هم وفاق بر سر کارآمدی را ممکن میدانند.
در حضور دکتر پزشکیان به صراحت میگویم که نمیخواهیم دولت چهاردهم تبدیل به دولت اول خاتمی، دولت دوم روحانی و دولت نیمهتمام بنیصدر شود و به همین دلیل باید وفاق را در کارآمدی و حل مسائل اقتصادی مردم سامان داد چرا که هم اجماع دولت و بخش میانه نیروهای سیاسی و حاکمیت را با خود دارد و هم امتداد اجتماعی دارد و مساله وفاق با مردم را هم حل میکند. تجربه و تاریخ سیاست داخلی پشتوانه چنین تعریفی از وفاق است.
در این میان چند رقیب جدی مقابل این تعریف از تفاهمگرایی وجود دارد که عبارتند از راست تودهگرا، چپ جنبشی و ساختارگرا و البته ناکارآمدی دولت. بخش اصلاحطلب مخالف این تعریف در پنل حاضر است و به صراحت این تعریف را ناکافی و حداقلی میداند. این تعریف از سوی آقایان قوچانی و نورانینژاد، تقلیل گرایانه توصیف میشود.
اگر محور تفاهم به جای کارآمدی بر ادبیات گذار و نقد امتگرایی و اصلاحات ساختاری قرار بگیرد، هیچ وفاقی صورت نمیگیرد و طیف اصولگرای میانه یا نهادی در مقابل این پروژهها قرار میگیرد و من هیچ توافقی با این تعریف ندارم. آقای محمدرضا جلائیپور به عنوان مدیر پنل سعی دارد جانب میانه را نگاه دارد که امتداد نگرش روزنهگشایانه است. با نکاتی که دکتر پزشکیان در میانهٔ پنل آمدند و گفتند همنظرم. ایشان انصافا تا کنون تلاش بر اجماع حاکمیتی داشته اند که حتما با توقع برخی طیفهای اصلاحطلب از ایشان مغایر است.
وفاق به معنای ادامه پروژه دوم خرداد، در نهایت به دوقطبی ویرانگری ختم میشود که بازندهاش دولت و مردم هستند، پس به راهی که رفتید دوباره برنگردید. زمینههایی از نگاه ابزاری و تاکتیکی برخی اصلاحطلبان به دولت پزشکیان وجود دارد. ایده "اصلاحطلبان، رقیب نظام" بازگشت به عقب است، همان گونه که تبدیل سیاست به عرصه بقا- نابودی علیه سیاست کار میکند.
برای ملموس شدن آزانس شیشهای مربوط به زمانه دوقطبیهای دوم خرداد بود و اگر قرار به ساخت اش در زمانه جدید باشد دوگانه سلحشور/ حاج کاظم باید با هم به توافق برسند تا مردم در آژانس گرفتار نمانند و عباس هم معالجه شود. به بهانه وفاق نمیتوان از عباس گذشت. ضمن اینکه همچنان موتوریها اضافه هستند و نباید وارد معرکه شوند. در این تعریف مبنا نوعی از جامعهشناسی تفهمی است که پایه را بر همدلی به جای تضاد میگذارد که البته در بیان راست و چپ جنبشی راهی ندارد.
از مدتها پیش درباره خطر کمفروغ شدن سیاست نوشتهام. این خطر بالای سر سیاست و جامعه ایران است و روند مشارکت زیر ۵۰ درصدی بزرگترین مصداق این خطر است. تفام برای کارآمدی یک پاسخ خیلی روشن و صریح به این خطر است و میتواند این گزاره که "نهاد انتخابات و سیاست کار میکند" را رونق دهد. این گزاره در سیاست داخلی در منطقه تفاهم که شامل راست میانه یا نهادی و چپ میانه یا نهادی است امکان عمل دارد. از همین جا اتفاقا میتوان یک تقسیمبندی و صورت بندی جدید سیاسی را هم تعریف کرد که شامل نهادگرایان و جنبشیها یا تودهگرایان است.
یعنی ما چپ و راست نهادی داریم که امکان اصلاحات و حل کردن مسائل درون نهادها را ممکن و مطلوب میدانند و راست و چپ جنبشی داریم که به دنبال تغییر ساختارها یا دور زدن نهادها هستند، با رادیکالیسم و دوقطبی کار خود را پیش میبرند و با تعریف کارآمدیمحور از تفاهمگرایی میانهای ندارند. به عنوان نمونه رای اعتماد به وزرا، رفع فیلتر دو پلتفرم، وعده صادق ۲ و توقف اجرای لایحه عفاف و حجاب نمونههای توافقاند و میتوان اصولگرا بود اما برای موفقیت دولت تلاش کرد و میتوان اصلاحطلب بود و با اجماع حاکمیتی جلو رفت. این یک اصولگرایی و اصلاحطلبی جدید است.
البته به شرط آنکه این جناحها در هم حل و هضم نشوند و در جای خود بایستند. و در منطقه الفراغ با هم همکاری کنند. با این تعریف حتما وفاق به معنای استحاله جمهوری اسلامی نیست بلکه به معنای کار کردن در ساختارها با رویکرد همدلانه است.
با این روحیه پیشرفتخواهی منطقه میانه سیاست میتواند در مساله انرژی، شرکتهای دولتی، اصلاح نظام بانکی و مسائلی از این دست دستاورد بسازد. بدون دستاورد منطقه میانهٔ سیاست شکست میخورد و دو سمت جنبشی و تودهای میداندار میشوند.
نظر دهید