یادداشت
اصلاحی در فرایند احراز صلاحیتها، پیشنهادی برای شورای نگهبان
۱) پس از عدم احراز صلاحیت آقای علی لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰، نامهای در فضای مجازی منتشر شد که حاوی توضیحات شورای نگهبان در مورد چرایی عدم احراز صلاحیت ایشان بود. ارائه توضیح کتبی به نامزدهای تایید نشده امری مثبت برای افزایش مقبولیتِ فرایند انتخابات است، که البته برای اینکه به اقناع عمومی منجر شود نیازمند تحقق برخی مقدمات خواهد بود.
نامه فوقالذکر نیز هرچند از لحاظ حقوقی نامهای درست میبود؛ اما به دلیلی که توضیح داده میشود نمیتوانست به درستی پاسخگوی ابهامات اجتماعی شکل گرفته درباره این موضوع باشد.
۲) ماجرا چه بود؟ ماجرا به صورت خلاصه این بود که شورای نگهبان نمیتوانست به این سوال پاسخ صریح بدهد که آقای علی لاریجانی به چه دلیل احراز صلاحیت نشدهاند.این مسئله از آنجا محل ابهام بود که در حالی که شروط احراز صلاحیت به صورتی کاملاً دقیق و مشخص در قانون اساسی درج شده است، مردم به صورت عرفی و البته منطقی انتظار دارند که شورای نگهبان بتواند به این سوال پاسخ دهد که یک نامزد تایید صلاحیت نشده مشخصا فاقد کدام یک از شروط مندرج در قانون اساسی بوده است؛ و به بیان سادهتر چرا صلاحیتش احراز نشده است. امری که ظاهرا شورای نگهبان نمیتوانست به آن پاسخ دهد.
۳) مشکل از کجا بود؟ ایراد از آنجا ناشی میشود که اعضای شورای نگهبان برای هر نامزد به صورت یکباره رایگیری میکنند. بنابراین مشخص نخواهد شد که اعضای شورا مشخصاً با توجه به عدم احراز کدامیک از شروط یک نامزد مشخص را فاقد عدم احراز کردهاند؛ در واقع ممکن است هر عضو شورای به دلیلی متفاوت از دیگران صلاحیت آن نامزد را احراز نکرده باشد.
در نتیجه شورای نگهبان اعلام میکند که دلیل عدم احراز صلاحیت مشخص نیست و صرفاً میتواند اشاره کند که چه موضوعات و مسائلی در مورد یک نامزد خاص مورد بحث قرار گرفته است. باید اذعان کرد که اینگونه تببین از دلایل عدم احراز صلاحیت هر چند ممکن است برای اهالی متخصص در حوزه حقوق حرفی دقیق و فنی به حساب آید، اما بدیهی است که در موضوعی به شدت سیاسی و اجتماعی که حساسیتهای تودههای مردم و رسانهها بدان منعطف است، بیان این جمله که که دلیل عدم احراز صلاحیت نامشخص است قانع کننده نخواهد بود.
۴) پیشنهاد چیست؟ به نظر میرسد راهکار حل این مساله رایگیری اعضای شورای نگهبان در مورد تکتک ویژگیهای مندرج در قانون اساسی به صورت مجزاست. به بیان دیگر در مورد رجل سیاسی، یا مدیر و مدبر بودن هر نامزد خاص به صورت جداگانه رایگیری شود و آن نامزد در صورتی احراز صلاحیت شود که در تمام معیارها از اعضای شورای نگهبان رای اکثریت مثبت را دریافت کند. در چنین شرایطی کاملاً مشخص خواهد بود که یک فرد به دلیل عدم احراز کدام شرط یا شرایط احراز صلاحیت نشده است. به نظر میرسد قانون اساسی نیز محدودیتی برای اینکه این شرایط به صورت تکتک در مورد نامزدها مورد ارزیابی قرار گیرند، ندارد.
از این حیث این پیشنهاد میتواند در افزایش مقبولیتِ فرایند تایید صلاحیتها و حضور اجتماعی موثر باشد. فراتر از مساله اقناع عمومی، میتوان به مسالهی دیگری نیز اشاره کرد؛ بدین صورت که یک نامزد خاص که از لحاظ تکتک معیارها صلاحیتش مورد تایید اکثریت اعضا باشد، ممکن است در رایگیری به شیوه فعلی با عدم احراز مواجه شود که از لحاظ عرفی ممکن است محل ابهام باشد.
۵) در نهایت اقناع مردم در مورد چگونگی احراز یا عدم احراز صلاحیت نامزدها (در کنار برخی دیگر از عوامل) عاملی موثر در نرخ مشارکت خواهد بود و اهتمام به این موضوع از آن حیث مهم است که پایین بودن نرخ مشارکت در چند انتخابات پیاپی ممکن است نرخهای پایین مشارکت را در کشور نهادینه کند.
منبع: اندیشکده حکمرانی شریف