به بهانه بازدید رئیس جمهور از معاونت راهبردی
معاونت راهبردی و ضرورت نهادینهسازی ارتباط دولت با جامعه نخبگانی
تحولات پرشتاب و پیچیدگی فزاینده مسائل عمومی، الگوهای سنتی حکمرانی و تصمیمسازی را با چالش جدی مواجه کرده است. مسائل امروز دولتها، دیگر تکبعدی، خطی و قابل حل با تجربههای محدود نیستند.
به گزارش روابط عمومی معاونت راهبردی رئیس جمهور دکتر عابد اکبری طی یادداشتی به بهانه بازدید رئیس جمهور از معاونت راهبردی چنین نگاشت:
معاونت راهبردی و ضرورت نهادینهسازی ارتباط دولت با جامعه نخبگانی
اقتصاد، انرژی، فناوری، مسائل اجتماعی، محیطزیست و حکمرانی عمومی، همگی به حوزههایی میانرشتهای تبدیل شدهاند که تصمیمگیری در آنها نیازمند ترکیب دانش تخصصی، تحلیلهای علمی و نگاه آیندهنگر است. در چنین شرایطی، اتکا به حلقهای محدود از مشاوران، هرچند توانمند، نمیتواند پاسخگوی نیازهای تصمیمسازی در سطح کلان باشد.
واقعیت آن است که دوره حکمرانی فردمحور یا مشاورمحور به پایان رسیده است. حکمرانی مؤثر در دنیای امروز، بیش از هر زمان دیگری به حکمرانی شبکهای متکی است؛ حکمرانیای که در آن دولت بهطور مستمر و نظاممند با دانشگاهها، مراکز پژوهشی، اندیشکدهها و نخبگان تخصصی در ارتباط است و از ظرفیت دانشی آنها در فرآیند سیاستگذاری استفاده میکند.
در الگوهای موفق حکمرانی، معمولاً در کنار رأس اجرایی کشور، یک نهاد متولی مشخص برای این ارتباط تعریف شده است. نهادی که مأموریت آن صرفاً تولید گزارش یا انباشت پژوهش نیست، بلکه ایفای نقش واسط میان دانش تخصصی و تصمیم سیاسی است. این نهادها مسائل راهبردی دولت را به پرسشهای سیاستی قابل پژوهش تبدیل میکنند، خروجیهای علمی را پالایش و اولویتبندی مینمایند و آنها را در زمان مناسب و به زبان قابل استفاده در اختیار تصمیمگیران عالیرتبه قرار میدهند.
نکته کلیدی در این الگو، «نهادینهسازی» ارتباط است. ارتباط دولت با نخبگان نه بهصورت مقطعی، نه وابسته به روابط شخصی و نه محدود به شرایط بحرانی، بلکه بهعنوان بخشی از فرآیند رسمی تصمیمسازی تعریف میشود. چنین سازوکاری کمک میکند که دانش تخصصی پیش از آنکه مسائل به بحرانهای پرهزینه تبدیل شوند، وارد چرخه سیاستگذاری شود و کیفیت تصمیمها بهصورت پیشینی ارتقا یابد.
در این چارچوب، معاونت راهبردی ریاستجمهوری میتواند نقش محوری ایفا کند. جایگاه این معاونت بهگونهای است که امکان اتصال مستقیم جامعه نخبگانی به سطح عالی تصمیمگیری را فراهم میکند. این معاونت میتواند متولی طراحی و استقرار سازوکارهایی باشد که از طریق آنها، ظرفیت دانشگاهها، اندیشکدهها و نخبگان تخصصی ـ در داخل و حتی فراتر از مرزها ـ بهصورت هدفمند و نظاممند در اختیار دولت و شخص رئیسجمهور قرار گیرد.
چنین نقشی، مستلزم عبور از رویکردهای پراکنده و غیرساختاری است. بهجای ارتباطهای موردی و غیررسمی، باید شبکههایی پایدار از نخبگان در حوزههای مختلف شکل گیرد؛ شبکههایی که هم پاسخگوی نیازهای واقعی دولت باشند و هم از استقلال علمی و فکری برخوردار بمانند. معاونت راهبردی میتواند با تعریف اولویتهای سیاستی، تنظیم دستورکارهای پژوهشی و ایجاد کانالهای مشخص برای انتقال نتایج، این ارتباط را ساماندهی کند.
اهمیت این رویکرد تنها به ارتقای کیفیت سیاستگذاری محدود نمیشود. استفاده نظاممند از ظرفیت نخبگان، پیام روشنی به جامعه ارسال میکند: اینکه دولت تصمیمهای خود را بر پایه علم، شواهد و گفتوگوی عقلانی اتخاذ میکند و نخبگان را نه در حاشیه، بلکه در متن حکمرانی میبیند. این پیام، بهطور مستقیم بر سرمایه اجتماعی دولت اثرگذار است.
مشارکت واقعی نخبگان در فرآیند سیاستگذاری، احساس دیدهشدن و اثرگذاری را در میان جامعه دانشی کشور تقویت میکند و به کاهش شکاف میان دولت و نخبگان میانجامد. از سوی دیگر، افزایش شفافیت در فرآیند تصمیمسازی و اتکای آن به تحلیلهای تخصصی، میتواند اعتماد عمومی به نظام حکمرانی را افزایش دهد؛ اعتمادی که سرمایهای حیاتی برای پیشبرد اصلاحات و تصمیمهای دشوار است.
در نهایت، نهادینهسازی ارتباط دولت با جامعه نخبگانی را نباید اقدامی تزئینی، تبلیغاتی یا مقطعی تلقی کرد. این امر، شرط لازم برای حکمرانی کارآمد، آیندهنگر و مبتنی بر منافع بلندمدت کشور است. معاونت راهبردی، اگر بهدرستی این نقش را ایفا کند، میتواند به پل نهادی مطمئنی تبدیل شود که از یکسو اندیشهی دقیق و تخصصی را به میز تصمیمگیری دولت منتقل میکند و از سوی دیگر، نخبگان را به مشارکت مسئولانه در اداره کشور دعوت مینماید.

نظر دهید