«مدرسه جنگ با درهای باز»
چگونه کودک و آموزش را در جنگ رها نکنیم؟
علیرضا روحانی نوشت: یکی از پیامدهای نامطلوب تهاجم آمریکا به ایران، تعطیلی گسترده مدارس و مراکز آموزشی کشور بود. تاثیرات بسیار منفی این واقعه بر کیفیت آموزش لزوم پیشبینی راهحل و برونرفت برای حل این مسأله را ضروری میسازد.
به گزارش روابط عمومی معاونت راهبردی ریاست جمهوری متن کامل یادداشت روحانی به این شرح است:
یکی از پیامدهای نامطلوب تهاجم آمریکا به ایران در نهم اسفند 1404 که با فاجعه حمله ناجوانمردانه به مدرسه شجره طیبه میناب آغاز شد، تعطیلی گسترده مدارس و مراکز آموزشی کشور بود. تاثیرات بسیار منفی این واقعه بر کیفیت آموزش و زندگی دانشآموزان، خانوادهها و کادر آموزشی، لزوم پیشبینی راهحل و برونرفت برای حل این مسئله خصوصا در شرایط احتمالی تداوم وضعیت جنگی در کشور را ضروری میسازد. تجربه اکراین به عنوان نمونه متاخر از مواجهۀ یک کشور در مسئله آموزش در حین جنگ، تجربهای منحصربهفرد و نزدیکترین تجربه از لحاظ زمانی برای بهرهبرداری امروز ماست است.
در اکراین چه گذشت؟
داستان از بهمن ۱۴۰۰ (فوریه ۲۰۲۲) شروع شد. روسیه به اوکراین حمله کرد و میلیونها دانشآموز در عرض چند روز از مدرسه محروم شدند. آموزش آنلاین که در دوره کرونا قهرمان شده بود، خیلی زود زیر حمله به نیروگاهها و دکلهای مخابراتی از نفس افتاد. وزارت آموزش اوکراین فهمید که «آنلاینِ صرف» نه ماندگار است، نه عادلانه، و نه مناسب برای روحیه کودکان. اما بازگشت به مدرسه هم نمیتوانست بیمحابا باشد. راهحل چه بود؟
پاسخ، برنامهای بود به نام «School Offline» (مدرسه آفلاین/حضوری). ستون فقرات این برنامه یک اصل ساده و غیرقابل چانهزنی بود: مدارس باید حضوری شود و هیچ مدرسهای بدون پناهگاه استاندارد حق بازگشایی حضوری ندارد. سازمان مدیریت بحران اوکراین (DSNS) تکتک مدارس را ارزیابی کرد. زیرزمینهای تقویتشده، پناهگاههای جدید در حیاط مدرسه که دارای تهویه و آب و برق اضطراری بودند دروازه ورود به امنیت آموزش حضوری شدند. مدارسی که پناهگاه تأییدشده داشتند حضوری یا ترکیبی شدند؛ و آنها که نداشتند یا کنار خط مقدم بودند، آنلاین ماندند. در خارکیف و برخی شهرهای دیگر، کار تا جایی پیش رفت که مدارس کاملاً زیرزمینی ساختند.
برنامه «School Offline» اوکراین با تکیه بر سه اصل «ایمنی مطلق»، «اولویت آموزش حضوری در صورت امکان» و «مدرسه بهعنوان مرکز تابآوری»، توانست از فروپاشی نظام آموزش عمومی اکراین در جنگ جلوگیری کند. نتیجه چه بود؟ اوکراین موفق شد از یک فروپاشی نسلی جلوگیری کند. نه فقط درس، بلکه ارتباط اجتماعی، حمایت روانی و حس زندگی عادی از طریق همین مدارس-پناهگاه به کودکان بازگشت و مدرسه به کانون تابآوری ملی تبدیل شد.
سیاست «مدرسه با درهای باز»: دژ همبستگی و تابآوری ملی در جنگ
تجربه اوکراین نشان میدهد که سیاستگذاری آموزشی (به خصوص در رابطه با مدارس) صرفاً یک تصمیم پیرامونی در جنگ نیست، بلکه مستقیماً با تابآوری ملی، سرمایه انسانی و انسجام اجتماعی گره خورده است. این تجربه ثابت کرد که «آموزش حضوری در جنگ» یک سرمایۀ ملی و قابل مدیریت است. اکراین نیز همچون ایران در میانۀ سال تحصیل مورد هجوم قرار گرفت و طبیعی بود که در روزهای ابتدایی جنگ مدارس را غیرحضوری کند. با این حال گزارشها نشان میدهد بازگشایی ایمن و حضوری مدارس در سال 2022 یکی از ارکان ادارۀ این کشور بود. آن ها چنان برای برپایی حضوری مدرسه مصمم بودند که سیاست آموزشی خود در جنگ را «school offline» یا مدرسه حضوری نامیدند. همچنین سالانه معادل 5 درصد از بودجۀ آموزشی این کشور به صورت مضاعف به احداث پناهگاه در مدارس اختصاص یافته است.
با توجه به غیرحضوری شدن مدارس در نیمۀ دوم سال تحصیلی 1404-1405 و آسیبهای فراوان این تعطیلی برای آموزش سواد و سلامت جسمی و روحی دانشآموزان و خانوادهها ایران نیز باید همچون اکراین تمام تلاش خود را برای بازگشایی حضوری مدارس در صورت شروع دوبارۀ جنگ یا ادامۀ آتشبس شکننده انجام دهد. ما نیازمند چارچوبی بومیشده بر مبنای (1)اولویت داشتن بازگشایی امن و حضوری مدارس، (2) آموزش ترکیبی مقاوم و (3) زیرساخت دیجیتال تابآور هستیم. چنین طرحی باید از امروز آماده و مقدمات آن فراهم شود تا در سال تحصیلی 1405-1406 کمترین آسیب متوجه مدرسه باشد . پیامد سیاستگذاری شتابزده در زیر بمباران، نابرابری عمیق آموزشی، فرسودگی سرمایه انسانی و شکافهای اجتماعی جبرانناپذیر خواهد بود. اکنون زمان طراحی و فراهم آوردن امکانات این سیاست است. اوکراین نشان داد که در دل موشکباران و آژیرهای ممتد، مدرسه میتواند سرپا بماند. نه اینکه بچهها بیملاحظه پشت نیمکت بنشینند.
رمز کار اوکراینیها یک سیاست سهکلمهای بود: امنیت، اولویت آموزش حضوری، و پناهگاه.
البته جنگ ایران تفاوتی با جنگ اکراین دارد. در جنگ اخیر با یورش زمینی و اشغال خاک مواجه نیستیم و لذا بیشتر کلانشهرها و برخی شهرهای بزرگ بهصورت مقطعی به مناطق پرخطر بدل میشدند. به خاطر همین ویژگی حتی در سال تحصیلی گذشته این امکان وجود داشت تا مدارس سایر نقاط کشور با رعایت اصول ایمنی باز بمانند اما با توجه به شرایط خاص در ابتدای شروع جنگ چنین امری میسر نشد. با این وجود اکنون که تجربۀ دو جنگ را در یک سال از سر گذراندهایم باید بدون سراسیمگی برنامهای را مبتنی بر 5 اصل راهنما برای سال آینده تدوین کنیم:
1- پیگیری سیاست «مدرسه با درهای باز» و اولویت داشتن حضوری شدن مدارس پس از احراز مؤلفههای ایمنی متناسب با دورۀ جنگ
2- ایجاد نهضت ساخت و تجهیز پناهگاه در مدارس به خصوص در مناطق پرخطر و با خطر متوسط.
3- طبقهبندی مداوم شهرستانها در 3 دستۀ کم خطر، خطر متوسط و پرخطر (با هماهنگی نهاد نظامی) و تعیین پروتکلهای سهگانۀ آموزش حضوری، آموزش ترکیبی و آموزش غیرحضوری
4- تعیین پروتکلهای سهگانۀ آموزش حضوری، آموزش ترکیبی و آموزش غیرحضوری برای مدارس و طراحی دورهای ضمن خدمت مؤثر برای معلمان متناسب با آموزش ترکیبی و غیرحضوری
5- مدرسه پناهگاه روانی کودکان است. پس لازم است برنامۀ درسیِ مدارس سبکتر شده و ضمن تمرکز بر سواد پایه، ریاضیات و علوم، به مهارتهای زندگی و تابآوری نیز اختصاص یابد.
مدرسه باید باز بماند و جایی باشد که کودک را در میانۀ جنگ امیدوار و سرزنده نگه دارد.
نظر دهید